شعر هجایی کردی
الهام بخش شاعران نوپرداز ایرانی
به قلم : جلیل آهنگرنژاد
روابط همسايگانه و خويشاوندي زبان ها ما را در چهارچوب مشاهداتي قرار مي دهد كه مي تواند منشاء جهش هايي گاه مثبت در تحولات و نوآوري هاي زايشي زبان باشد. اصولاً شالوده ي بخش زايشي هر زباني تخيلات ، آرمان ها ، عواطف و احساساتي است كه در بخش ادبيات آن زبان مورد بحث و مداقه قرار مي گيرد و نيز يكي از عمده ترين اصول ادبيات آن است كه نوآيين باشد و در هر عصري با نگاهي تازه و انگاره اي تازه تر به سوي آينده در حركت باشد.
تاريخ ادبي جهان حداقل درچند سده ي پيش نشان از اين دارد كه زبان ها به ويژه در شاخه هاي ذوقي شان مي توانند رابطه اي داد و ستدي داشته باشند و عموماً اين روابط به پويايي و مانايي بعضي از اين زبان ها ياري رسانده است. در اين ميان دو زبان با پيشينه ي فارسي و كُردي به خاطر ويژگي هايي مشترك درجغرافياي طبيعي شان با هم ارتباطي جدي ، عميق و خلل ناپذيردارند. اين روابط تا آنجا عميق است كه هر كدام از اين دو زبان با رخنه در لايه هاي پنهان و پيداي يكديگر ، راه را بر تغييرات و تحولات تازه گشوده اند و ادبيات اين دو زبان به واسطه ي خويشاوندي و حس همسايگي مشتركات فراواني دارد.
به طور مثال اگر در ادب فارسي شاهنامه اي هست ، آثار حماسي فراواني نيز با نگاهي گاه مشترك در ادب كُردي ( به ويژه بخش جنوبي آن ) حضوري ماندگار دارد. نظيره سرايي ها و بسياري ديگر از قالب ها و فرم هاي رايج در دو زبان نمونه هاي موفق مشتركات دو زبان به حساب مي آيند. آنچه مرا برآن داشته كه از اين دريچه بنگرم ، ارتباط شعر كُردي هجايي (در گويش كلهري ) با روح نوگرايانه و حركت آفرين شاعر شعر نو»ابوالقاسم لاهوتي « است كه از مبدعان تحول بزرگ در شعر فارسي محسوب مي گردد و به گونه اي ايجادكننده ي پيوندي بين شعر كُردي هجايي و شاعران نوپرداز فارسي است.
شعر هجايي يكي از مهمترين قالب هاي شعر كُردي است كه از قرون اول و دوم هجري تا اكنون در بين شاعران كُردي گوي به ويژه در گويش كلهري رايج بوده و هست. طبيعت اين نوع وزن با طبيعت زبان كُردي در اين حوزه سازگاري ويژه اي داشته و دارد.
» سابقه ي اين نوع وزن به زبان هاي ايراني ميانه و باستان ، يعني زبان هاي پهلوي ، پارتي و اوستايي برمي گردد كه زبان كُردي امروز ، مانند ساير زبان هاي ايراني ، دنباله و ادامه ي آنها محسوب مي شود. تمام ادبيات منظوم فولكلور كُردي كه خود دريايي بي پايان است ، وزن هجايي دارد. « (1)
در ميان تمامي گويش ها در جغرافياي كُرد بيش از هر چيز شعر هجايي به حوزه ي
كُردي جنوبي مربوط است. از سويي نگاه
دين مدارانه ي يارساني و آثار منظوم آنها و از سويي ديگر آثار منظوم حماسي ، تغزلي و ديني كُردي جنوبي تا چند دهه ي پيش از اين ، تماماً در حوزه ي شعر هجايي قرار گرفته اند . قالب
عمده ي اين نوع شعر هجايي ، مثنوي و سپس غزل بوده است. در اين سالها نيز شاعران متبحري در قالب مثنوي هاي هجايي طبع آزمايي مي كنند و آثار ارزشمندي را به مخاطبان اين گويش و زبان كُردي ارائه
مي نمايند.
شعر هجايي عموماً در يك وزن خاص بيشتر از اوزان ديگر به كار گرفته مي شود كه هر بيت آن از چهار »پنج هجايي« ساخته
مي شود و مهم نيست كه هجاها كوتاه ، بلند يا كشيده باشند :
ـ ـ ـ ـ ـ / ـ ـ ـ ـ ـ /
ـ ـ ـ ـ ـ / ـ ـ ـ ـ ـ /
وزن عروضي معروفي كه در شعر بتواند تنها از حيث تعداد هجاها با اين نوع شعر در فارسي برابري كند و رايج باشد ، مستفعلن فع / مستفعلن فع در هر مصراع است كه
در آثار حافظ و ديگر شاعران فارسي رواج
دارد :
چندان كه گفتم / غم با طبيبان
درمان نكردند / مسكين غريبان
يا :
عيشم به كام است / از لعل دلخواه
كارم به كام است / الحمدلله
ابوالقاسم لاهوتي كه خود كُرد كرمانشاهي است و با چشمه سار زلال شعر كُردي آشنايي گرم و تمامي داشته است به گونه اي جدي با اين قالب شعري آشنايي بوده و خود آثاري نيز به كُردي و در همين قالب سروده است كه نمونه ي آن در ديوان او قابل تأمل و توجه است . وي در جواب سليمان خان امين زنگنه ، موسي نارنجي شعري دارد كه از نگاه مذهبي كاملاً سرشار است و آشنايي وي را با احاديث و آيات به وضوح به مخاطبانش مي رساند و نيز اشاره ي صريح او به »كلام« در چندين بيت نيز براي اهالي ادب مشهود و قابل تأمل است :
نطق و كلامن
افتخار شخص نطق و كلامن
...
كلام وديعه ي حيّ علامَن
شيوه ي خاصانن نه بهر عامن
كلام وديعه ي جان آفرينن
كلام الهام روح الامنين
نه هر كلامي نغز و صواون
كلام بي حكمت ، ضايه و خراون
كلام خواص غير له عوامن
عوام كي قابل نطق و كلامن
مردم عوام ، ضرب المثلن
معناي كالانعام بل هم اضلن
كلام اسنان بايد متين بو
عاقل پسند بو حكمت قرين بو
پيغمبر كه تاج لولاكش بردن
و كلام اثبات نوبت كردن
و كلام موسي نه فرعون پيش بي
و خلق بيگانه و خداي خويش بي
كلام بي باعث ايجاد بشر
كلام بي معجز پاك پيغمبر
نبي وات من فخر مكم و كلام
كلام الملوك ، ملوك الكلام
خلق كلام كرد چون حي سبحان
ئي منصب خاص دا و سليمان
رسم ثانيه اسمش بي پيدا
تنزل الاسماء و من السّما
هاوار همسران هم ديوانه بيم
ديوانه ي كلام ئي فرزانه بيم
له نو چون طوطي نطقم خاموش بي
شكر فشاني ويم فراموش بي
يه كلام نين سحر حلالن
چشمه ي تسنيمن آو زلالن
ماشاله ژي نطق سليمانيه
لي آقاييه لي سلطانيه
لي دُر افشاني لي خوش كلامي
سعدي ثاني ، ثاني نظامي
عيب نين كه بي بيابان نشين
نه فخر له مكان و من المكين
ژوبونه صحرا كردن و يانه
تا بزانون گنج هاله ويرانه
لاهوتي بس كه دُر افشانيه
مدح و منقبت سليمانيه (2)
رويكرد لاهوتي شاعر آواره و مبارز كه سالها خانه بدوشي را تجربه كرده و از مكاتب مختلف ادبي اطلاع كافي داشته و در كنار نظامي گري و جنگ و گريز هاي پي در پي با تئوري هاي زمان خود آشنايي داشته ، به شعر هجايي آن هم شعري كه به زبان مادري اوست ، او را بعدها كمك مي كند تا با نگاهي تازه تر سنت شعر عروضي فارسي را بشكند و با الهام از شعر كُردي ، شعرهايي هجايي در زبان فارسي بسرايد كه خود اعراض و اعتراضي به شعر سنتي عروضي فارسي محسوب مي شود . جالب تر آن است كه در بين سه شعري كه با نگاهي نوگرايانه سروده است ، شعر سرود دهقان داراي وزن هجايي است : (3)
من فرزند يك / دهقاني بودم
در قشلاق ها / ي تاجيكستان
يك زمين داشتيم/ آن را مي كاشتيم
نان مي خورديم / از محصول آن ...
يادم مي آيد / گرسنه بوديم
پيراهني هم / در بر نداشتيم
بجز چشم تر / بجز درد سر
ما هيچ چيز / ديگر نداشتيم ...(3)
دكتر شفيعي كدكني درباره ي اهميت شعر هجايي لاهوتي و شخصيت تأثيرگذارش
مي گويد : » يكي از شعرايي كه بايد در اين عرصه مورد توجه قرار گيرد ، لاهوتي است كه در شعرهايي همچون : وفا به عهد ، سنگر خونين و ... خيلي قبل از عصر رضاخاني شعرهايي در اوزان هجايي گفته . به هر حال كارهاي مهمي انجام داده و قدم هاي چشمگيري در راه تحول محتوا و شكل شعر برداشته است كه هم از نظر زبان شعر و هم از لحاظ معاني و مضاميني كه وارد شعر كرده قابل بررسي است . "« (4)
ورود شعر هجايي در ادب فارسي در عصر مشروطه به عنوان يكي از مهمترين گريزگاه ها براي رهايي از اوزان تنگ و دشوار شعر فارسي بود ، چرا كه شاعر تا مي خواست از پس اين اوزان سنگين برآيد ، حرف دلش از يادش مي رفت و اين گريزگاه زماني حاصل شد كه شاعري از آبشخوري دلپسند به نام شعر كُردي بهره مي يافت تا اين گرانمايه راه دلپذير را بر وادي شعر و ادب فارسي بگشايد. لاهوتي از اين شيوه در بسياري از اشعار ديگرش نيز بهره مي برد. به اين شعر توجه كنيد :
فقيري خري / پير و تنبل داشت
كه پا از زمين / با زور بر مي داشت
هر سحر بقا / ل سر گذر
مي خنديد و دش / نام مي داد به خر
چه گر شده است/ دمش را بينيد
پوزش را بينيد/ سمش را بينيد
اگر پف كني / كارش تمام است
جو كه هيچ خار هم / به او حرام است
پيري پرثروت / شنيد كه آن خر
ارزان است و آ / رام و بي خطر
نه مي جهد و / نه عر مي كشد
نه از راه به بي / راهه مي جهد
اين صفت هاي / آن را پسنديد
خر را براي / سواري خريد
بنهاد از مخمل / به پشت وي زين
ركاب سيمين كرد/ لگامش زرين
بقال خر را با / آن جلال كه ديد
با مدح و تعريف / به پشتش دويد
گفت اي چشم بد / از روي تو دور
جلوه را بينيد / جواني و زور
مركب اين چنين / در دنيا كم است
اين خر كه خر نيست / رخش رستم است
صاحب پيشين / خر از قبال
اين را كه شنيد / گفت اي بي كمال
نمي دانم كور/ شده اي يا مست
پالانش نو شد / خر همان خر است(5 )
اگرچه نوگرايي در ادبيات و به ويژه شعر يك امر جهانشمول به حساب مي آيد و سرچشمه هاي شعر نو فارسي را ابتدا بايد خارج از مرزهاي ايران به جستجو نشست ، اما نوع و گونه ي استفاده از اين روح نوگرايي با ابزارهاي ويژه به دست آمده ه يكي از آنها را مي توان الگوگيري از شعرهجايي كُردي دانست كه به دست شاعر توانمند سده ي حاضر ابوالقاسم لاهوتي شكل گرفته است.
پانويس :
1- پرهيزي ، عبدالخالق ، وزن شعر كُردي ، انتشارات زمان ، 1387 ، ص 108
2-لاهوتي ، ابوالقاسم ، گزيده ي ديوان اشعار لاهوتي ، به كوشش غلامحسين اميري ، انتشارات كرمانشاه ، 1386 ، ص 195
3-لنگرودي ، شمس ، تاريخ تحليلي شعر نو ، نشرمركز ، 1378 ، ج اول ، صص75-74
4-شفيعي كدكني ، محمدرضا ، ادوار شعر فارسي از مشروطيت تا سقوط سلطنت ، انتشارات آگاه ، 1378 ، صص 58-57
5-لاهوتي ، ابوالقاسم ، گزيده ي ديوان اشعار لاهوتي ، به كوشش غلامحسين اميري ، انتشارات كرمانشاه ، 1386 ، ص 148
نوشته شده توسط جماعت بیکار در شنبه بیستم مهر 1387 ساعت 9:33 موضوع | لینک ثابت
جمعی از اعضای هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلام آباد غرب امروز (هشتم مردادماه) در اعتراض به عملکرد مدیریت این واحد در مقابل استانداری کرمانشاه تجمع کردند.
یکی از اساتید این دانشگاه به نمایندگی از اساتید معترض در گفتگو با خبرنگار ما با بیان مشکلات موجود در بخش مدیریت دانشگاه آزاد اسلام آباد غرب خواستار استعفای هرچه سریعتر رییس این دانشگاه شد.
وی ادعا کرد: تهدید و تخریب اساتید و توهین به شخصیت علمی آنها، تحریک دانشجویان خاطی بر علیه اساتید، عدم توجه به توصیه های معاونین، پرداختن به مسائل ظاهری و عدم اهتمام به مسائل فرهنگی، ارائه آمار کذب و خلاف واقع، تغییرات یک شبه و تصمیم گیری های سطحی و احساسی و عدم آشنایی با ساختارهای اداری از ضعف های مدیریت دانشگاه آزاد اسلام آباد غرب می باشد.
وی انتصاب برخی از افراد بر مبنای مناسبات خانوادگی و نه بر مبنای تخصص و صلاحیت لازم را از دیگر ضعف های موجود برشمرد و مدعی شد: انتصاب مسئول کارگزینی بر اساس مراتب فوق سبب شد مدارک محرمانه اساتید در اثر بی کفایتی مسئول مذکور در اختیار دانشجویان قرار گیرد.
وی تصریح کرد: با توجه به مشکلات موجود در این دانشگاه اصلی ترین خواسته تجمع کنندگان توجه مسئولان ذیربط به این مشکلات و استعفای هرچه سریعتر ریاست دانشگاه آزاد این واحد است.
نوشته شده توسط جماعت بیکار در چهارشنبه نهم مرداد 1387 ساعت 11:8 موضوع | لینک ثابت
آنچه که می تواند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟راهگشا باشد
فهرست اصلی
دوستان
هفته نامه صدای آزادی
جمعیت آبادگران جوان کرمانشاه
اصولگرایان گیلانغرب
کرمانشاه پرس
گیلان غرب امروز
کرمانشاه نیوز
بصیرت
آفت
تقریر
فارس
قصرنیوز
اسلام آباد نیوز
قصر گیلان سرپل
سلام کرمانشاه
راز آور
له یره وه ریه گان
طراح قالب
POWERED BY